سيد جلال الدين آشتيانى

782

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

ورقه‌اى از درختى ساقط نمىشود مگر آنكه روحى از ارواح در عالم اعلى سقوط مىنمايد ، يعنى از درجهء خود هبوط مىنمايد . حضرت رضا « ع » در حديث عمران صابى فرموده است : « و قد علم اولو الالباب ، ان الاستدلال على ما هناك لا يكون الا بما هاهنا » « 1 » . طلوع شمس بر اين نهج ، كه مشاهد جميع خلايق است ، آيتى است از طلوع شموس نورانيهء ارواح

--> ( 1 ) . رجوع شود به عيون أخبار الرضا ، تأليف اعظم المحدثين حفظا و أوثقهم دراية ، شيخنا الصدوق « رضوان اللّه عليه » ، و كتاب توحيد ، تأليف شيخنا الاجل صدوق الطائفة « رضى اللّه عنهم ، باسناده عن الحسن بن محمد النوفلى ثم الهاشمى في خبر طويل ذكر فيه مجلس الرضا « عليه السلام » عند المأمون العباسى مع اصحاب المقالات و اهل الاديان مثل الجاثليق و رأس الجالوت و الهربز الاكبر و الصابئين . حضرت در اين مجلس ، براى جميع اهل اديان بر طبق كتب و اديان آنها حقانيت اسلام را ثابت نمود ، و در آخر مجلس اعلام نمود ، كه هر كه از شما در حقانيت اسلام شك دارد و يا شبهه‌اى براى او پيش آمده است سؤال كند . از ميان جمعيت عمران صابى ، متكلم معروف برخاست ، و از حضرت سؤالاتى نمود . حضرت جواب داد . اين احتجاج از مشكلات كلمات ائمه است ، كه بر آن شروحى نوشته‌اند ، از جمله عارف محقق ، قاضى سعيد قمى ، در كتاب اربعين ، آن را شرح نموده است . از اين شرح احاطهء قاضى بر علوم فلسفه و عرفان هويدا است . اين شرح نفيس بهمت مرحوم آقا ميرزا عيسى خان علىآبادى ، با مقدمه‌اى از مرحوم آقا ميرزا محمد على خان بامداد « قده » به خط آقا ميرزا محمد على عبرت نائينى ، بچاپ سنگى رسيده است . شرح اربعين قاضى سعيد قمى ، چاپ طهران ، 1355 ه ق ، ص 300 - تا 435 . مرحوم عارف محقق و حكيم متبحر ، استادنا العلامة آقا ميرزا مهدى آشتيانى « شرف اللّه منزلته » ، در اواخر كتاب اساس التوحيد در قاعدهء « الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » « انتشارات دانشگاه طهران » بفقرات متعدده‌اى از اين حديث شريف استدلال نموده است ، و قسمتى از مشكلات آن را شرح كرده است . اين حديث از حيث اشتمال بر مضامين عاليهء در مبدا وجود و وحدت حقيقت حق و كيفيت علم حق باشياء و نحوهء انطواى صفات و كمالات وجودى در حقيقت وجود حق و معبود مطلق و بيان وحدت فعل اطلاقى حق ، و تعلق آن بمظاهر ، از غرر كلمات اهل بيت عصمت و طهارت است . از حيث سند معتبر و مورد قبول اعاظم محدثين اماميه است . اين حديث با مضامين مخصوص ، مسائل مشكلى را افاده مىنمايد ، و مثل بعضى از احاديث منقوله در كتب ، عبارتى كه مشابه با كلمات مصطلحهء اهل حكمت الهى و تصوف باشد در آن نيست . با اينكه اين خبر از اخبار آحاد است ، و تمسك باخبار آحاد در اصول عقايد جائز نيست ، و ادلهء حجيت اخبار آحاد مخصوص فروع است ، ولى از مطالعه متن